دختر:

تسلیم او شدم چون فکر می کردم با من ازدواج می کند اما

 اومرا فریب داد!

 پسر :

 زندان می روم ولی با این دختر ازدواج نمی کنم.من هرگز

 حاضر نیستم که بادختری که درخیابان آشنا شده ام  ازدواج کنم!

قانون :

طبق قانون مجازات عمومی پسری که بکارت دختری را بردارد

 سه تا هفت سال زندانی دارد!

 فریب خوردن وفریب دادن هنوز تراژدی های هرروزه

دادگستری وپزشکی قانونی ست.

کثرت فریب خورده ها واشک وناله مربوط به "بکارت از دست رفته"

چنان زیاد ومکرر است که در راهروهای  دادسرا به شکل یک تئاتر

غم انگیز هرروزی درآمده است.

این درام غم انگیز معمولا شش پرده دارد:

پرده اول:

آشنایی از طریق اینترنت - خیابان- کافی شاپ -مدرسه -دانشگاه و...

پرده دوم:

عشق وعاشقی واز خود بی خود شدن و...

پرده سوم:

تسلیم بلا شرط عاشقانه در یک لحظه پر جذبه وغفلت!

پرده چهارم:

واییییییییییی دیدی چی شد؟لکه دار شدم!

یالله بامن ازدواج کن..وگرنه خودمو می کشم!

پرده پنجم:

طرح شکایت فریب خوردگی در دادسرا

پرده ششم:

عقد اجباری در دفتر قاضی یا زندانی شدن پسر عاشق وافتادن در پشت

میله های زندان وآب خنک نوشیدن!!

متن همه پرونده های "فریب خوردگی" یکدست ویک جور شامل این شش

مرحله است.

 نمونه یی از فریب خورده ها

چادر گلداری روی سرش انداخته که  هر از گاه باز وبسته اش می کند.

برای پنهان کردن موهایش زیر روسری تلاش نمی کند.

آدامس را با عصبانیت می جود وهر از گاه به ته راهرو نگاه می کند.

شلوار جین وبلوز یقه باز صورتی پوشیده با کتانی سفید.

ابروهایش را به شکل عجیبی بالا برده وروی خط چشم

بالای پلکش خط نقره یی دارد.یک مرد ودو زن میانسال کنارش

 نشسته اند.هرسه در فکر.خط فکرشان را بگیری به یک جا می رسی

بی آبرویی!!

این را در نگاهشان می توانی بخوانی ووقتی سوال می کنم...هر سه

شرمنده اند وجواب نمی دهند.

دو مرد نسبتا جوان نزدیک می شوند.یکی از آنهاورقه یی که

 مهر پزشکی قانونی داردرا نشان دو زن می دهد و

آهسته در گوش مرد میانسال چیزی می گوید.

مرد میانسال سرش را با دو دست می گیرد و...

صدای سیلی تو راهرو می پیچد...

دختر سرش محکم به دیوار می خوردو...

 ...ادامه دارد