مرد نیشخند می زند:

 - انتظارندارم که ازمن تشکر کنی ولی به خودم حق می دم که مواظب تو باشم.

(پایش را روی ژای دیگر می اندازد)

-تودوسال بدون هیچ قید وشرطی بامن دوست بودی وماهمه جوررابطه داشتیم

 بدون اینکه برای تو مهم باشه مردی که

 تورو می بوسه شرعا وقانونا به تو حرام است یانه!؟

(چشم به قاضی می دوزد)

- تو که بغل من می خوابیدی ازکجا معلوم از مردهای دیگه هم

 خجالت می کشیدی وحالا ازکجامعلوم که بعد از ازدواج هم معتقد و

پای بند مسایل اخلاقی باشی  و...

 زن فریاد عصبی می کشد وبا دست گوش هایش را می گیرد...

قاضی به مرد تذکر می ده که عفت کلام داشته باشه و

توهین نکنه به همسرش...

ومن:

- آقای محترم در این مدت دوسال که با همسرتون دوست بودید آیا

با مرد دیگری هم ارتباط داشت؟

مرد شانه بالا می اندازد:

- چه می دونم ...شاید داشته ...

زن منفجر می شود:

- مردیکه بی آبرو...بس کن.حالم ازت بهم می خوره...

مگه من خیابونی بودم که از بغل تو در بیام

وبرم بغل یکی دیگه؟

خودت خوب می دونی که تنها مرد زندگی من بودی...

عاشقت شدم که اونم اشتباه کردم...حرفاتو باور کردم...

می گفتی وقتی دونفر همدیگرو دوست دارن شرعامتعلق به هم اند...

نمی گفتی کلاش؟نمی گفتی خدا اونارو بهم حلال کرده؟یادت رفته حقه باز؟

یادت رفته بعد از شش ماه برو وبیا منو بوسیدی؟

میگفتی روشنفکری واز امل بازی بدت می آد!!یاد رفته تازمانی که از من

 تقاضای ازدواج کردی نتونستی به من دست بزنی؟من یقین داشتم به

 ازدواج که...(گریه)

والا حاضر نمی شدم واجازه نمی دادم به من دست بزنی...

زن به من نگاه می کند.اشگهایش را پاک می کند:

- این مرد مخالف ازدواج سنتی بودومعتقد بود که باید باهم رابطه

 داشته باشیم...من خام بودم...نوزده سال سن کم یه برای شناختن...نیست؟

این آقا بعد از ازدواج خودشو نشون داد...اون مریضه  بخدا آقای قاضی!!

بدبین وشکاکه...این جورمردا ادای روشنفکرهارو در می آرن ولی

 در باطن از اجدادهزارساله خودشون هم امل ترن...

زن رو می کند به مرد:

- تو این شش سال زندگی مشترک تمام حسادت ها وبد بینی هایش را

 به جون خریدم وبه حساب علاقه اش گذاشتم...

هر حساسیتی را به جون می خریدم وعاشق تر می شدم ولی حالا این بدبینی ها

 ریشه زندگی ام رو به آتش کشیده...(گریه)

مرد سبیل هایش را می جود...نگاهش می کنم:

- در مدت این شش سال آیا مدرکی دارید که نشان از خیانت داشته باشه؟

- اگر هم وجود داشته باشه اینقدر زرنگه که می تونه 

راحت پنهان کنه وکسی هم نفهمه...مگه اون دوسال که با من رابطه داشت

 کسی فهمید!؟

زن بیچاره تر سرش را میان دودست می گیرد...

ومرد یه وری می نشیند وزیرکانه می خندد...

انگاری از دیدن این همه بیچارگی زن لذت می برد...

...ادامه دارد